تقابل دیدگاه در جامعه‌شناسی دین با تأکید بر دیدگاه‌های کارل مارکس، ماکس وبر و امیل دورکیم

نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل (Original Article)

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیئت علمی گروه ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه شهرکرد، ایران، شهرکرد

2 کارشناسی ارشد ادیان و عرفان تطبیقی دانشگاه شهرکرد

10.22080/jepr.2025.29303.1281

چکیده

پژوهش حاضر که به روش کتابخانه‌ای، توصیفی- تحلیلی است، به دنبال دیالکتیک جامعه‌شناسانه دین است. همواره دین یکی از مباحث جدی جامعه‌شناسان بوده و دیدگاه‌ها و نگاه‌های متفاوتی به آن بوده است. این پژوهش دیدگاه سه جامعه‌شناس (کارل مارکس، ماکس وبر و امیل دورکیم) را پیرامون دین مورد بازاندیشی قرار داده است. کارل مارکس دین را هم مفهوم از خودبیگانگی و هم بیانگر جامعه طبقاتی دانسته و دین را عامل زروگویی طبقات بالای جامعه به زیردستان می‌داند. ماکس وبر علی‌رغم اینکه معتقد است دین به زندگی انسان‌ها معنا می‌دهد و به زندگی انسان در مقابل محرومیت‌ها و رنج‌ها معنا می‌بخشد اما، جوامع در دنیای امروزی از دین عبور کرده و به مفهومی به نام عقلانی‌سازی رسیده‌اند. امیل دورکیم، باور دارد دین عامل همبستگی و انسجام بین افراد جامعه است و از طرفی او خدا و جامعه را یکی می‌داند. بر این اساس، ما به دنبال بررسی اندیشه‌های دینی این سه اندیشمند در ساحت جامعه‌شناسی هستیم و در نهایت به اندیشه‌های تقابلی آنها پیرامون دین می‌پردازیم.

کلیدواژه‌ها

موضوعات