بررسی انتقادی اثرپذیری دیوید هیوم از علم زمانة خود در گرایش به نگاه انتقادی به برداشت الهیاتی از اصل علیت

نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل (Original Article)

نویسندگان

1 پژوهشگر پسادکتری فلسفه، دانشکدة ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 استاد تمام فلسفه، دانشکدة ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

10.22080/jepr.2025.29898.1292

چکیده

اهمیت دیوید هیوم در تحولات علوم انسانی در دورة روشنگری غیرقابل انکار است. او از سویی تعلق خاطر جدی به رویکرد علمی و دستاوردهای علوم جدید داشت و از سوی دیگر یکی از انتقادی‌ترین رویکردها را دربارة دین و خدا اتخاذ کرد. هیوم از اندوخته‌های علمی زمانة خود برای مسلح کردن استدلال‌های نقادانه‌اش علیه الاهیات سنتی بهرة فراوان برد. یکی از مهم‌ترین این عرصه‌ها، نقد اصل علیت است؛ اصلی که در برهان پیشینی بر وجود خدا جایگاهی اساسی دارد. هیوم با بهره‌گیری از دستاوردهای علمی و فلسفی عصر خود، نشان داد که علیت نه ضرورتی عینی در جهان، بلکه عادتی ذهنی و روان‌شناختی است که از تکرار تجربه ناشی می‌شود. در نتیجه، اتکا به اصل علیت برای اثبات وجود خدا و تبیین رابطة میان جهان و مبدأ متعالی، از اعتبار فلسفی ساقط می‌شود.
روش این پژوهش بر تحلیل تاریخی‌ـ‌انتقادی استوار است؛ بدین معنا که با بررسی متون اصلی هیوم در پرتو زمینه‌های علمی و فلسفی قرن هفدهم و هجدهم، به واکاوی نحوة اثرپذیری او از علوم زمانه پرداخته می‌شود.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که نقد هیوم بر علیت نه صرفاً برخاسته از موضعی فلسفی، بلکه نتیجة مواجهه او با میراث علمی عصر روشنگری است. بر این اساس، نتیجه‌گیری کلی مقاله آن است که نقد هیوم بر علیت، بنیان‌های متافیزیکی الاهیات عقل‌گرای سنتی را متزلزل کرده و راه را برای شکل‌گیری رویکردهای تجربه‌محور و روان‌شناختی در فلسفة دین هموار ساخته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات