عدالت به مثابه نظم الهی: تحلیل تطبیقی ابن مسکویه و توماس آکوئیناس

نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل (Original Article)

نویسندگان

1 استادیار / گروه فلسفه اخلاق / دانشکده الهیات دانشگاه قم/قم/ایران

2 دانش آموخته دکترای فلسفه اخلاق دانشگاه قم

10.22080/jepr.2025.30425.1304

چکیده

در عصری که نظریه‌های عدالت غالباً در چارچوب‌های سکولار و قراردادگرایانه محصور شده‌اند، ضرورت بازخوانی دیدگاه‌های کلاسیک، برای دستیابی به فهمی جامع‌تر از این فضیلت بنیادین آشکار می شود. این مقاله با اتکا به روش تحلیلی-تطبیقی و با تأکید بر تفسیر ماجد فخری، به این پرسش اصلی می‌پردازد که ابن مسکویه و توماس آکوئیناس، علی‌رغم تفاوت‌های تاریخی و کلامی، چگونه مفهوم «عدالت» را به مثابه بازتابی از یک نظم الهی و کیهانی صورت‌بندی می‌کنند ؟
این پژوهش نشان می‌دهد که هر دو متفکر، عدالت را نه محصول توافقات بشری، بلکه جلوه‌ای از یک حقیقت متعالی می‌دانند. ابن مسکویه در کتاب تهذیب‌الاخلاق، عدالت را برآمده از هماهنگی و اعتدال قوای درونی نفس و بازتابی از نظم کلی عالم معرفی می‌کند. توماس آکوئیناس در سوما تئولوژیکا، آن را در مشارکت عقلانی انسان در قانون ازلی خداوند که از طریق قانون طبیعی قابل کشف است، می‌داند. این هم‌گرایی چشمگیر، ریشه در یک میراث فلسفی مشترک (افلاطونی-ارسطویی) دارد که از طریق اندیشمندان مسلمان به غرب مسیحی منتقل شده است. در کنار این شباهت ساختاری، تفاوت‌های کلامی بنیادینی نیز آشکار می‌گردد؛ از جمله رویکرد وحدت‌گرایانه و نوافلاطونی ابن مسکویه که عدالت را به اتحاد وجودی با مبدأ الهی پیوند می زند، در مقابل تأکید آکوئیناس بر تمایز خالق و مخلوق و ضرورت فیض الهی برای نیل به سعادت.
در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که رهیافت تطبیقی به سنت‌های اسلامی و مسیحی، امکان صورت‌بندی چند وجهی از مفهوم عدالت را فراهم می‌آورد، به نحوی که ضمن ارائه ابعاد متافیزیکی این بحث ، به جنبه های حقوقی و سیاسی و اجتماعی آن نیز پرداخته شود و بستری برای گفت‌وگوی فلسفی میان سنت‌های متعدد فکری پدید آورد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات