دانشیار فلسفه و کلام اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد، ایران
10.22080/jepr.2026.29180.1279
چکیده
علم و فلسفه همواره با احکام کلی، جامع و بینالاذهانی اشتغال داشته اند. یکی از مسائل بنیادینی که از آغاز تاریخ تفکر فلسفی مطرح بوده، چگونگی حصول کلیت، قطعیت و اعتبار احکام علم و قوانین تجربی است. فلاسفه بزرگی مانند ارسطو، هیوم و کانت هر یک با رویکردها و مبانی معرفتشناختی خاص خود، به این مسئله پاسخ دادهاند. پژوهش حاضر با روش تحلیلی و نقادانه، دیدگاههای آنان را در خصوص مبانی احکام تجربی مورد بررسی قرار میدهد، و نشان میدهد دیدگاه ارسطو بر پایه مبانی متافیزیکی و کانت بر پایه مبانی فیزیکی استوار است، که موجب پذیرش ضرورت و کلیت احکام تجربی در منظر آنان شده است. در مقابل، هیوم که فاقد چنین مبانی متافیزیکی یا فیزیکی است، کلیت و ضرورت احکام تجربی را نمیپذیرد. تبیین این نظریات نشان میدهد نقطه اتکای این فلاسفه جهتِ کلیت و قطعیت بخشی به قوانین علمی، اصل علیت است. با وجود این، نگرش هر یک از آنان نسبت به اصل علیت، بر اساس مبانی فلسفی خاص آنها متفاوت است که این تفاوتها زمینهساز اختلاف در پذیرش ضرورت و کلیت احکام تجربی شدهاست. این پژوهش تأکید میکند که شناخت دقیق پیشفرضها و پشتوانههای فکری، نقش تعیینکنندهای در فهم چگونگی شکلگیری و اعتبارگذاری احکام تجربی در نظر این فلاسفه ایفا کرده است و سبب فهم بهتر علل توافق و اختلاف در فلسفه ی آنان است.
علمی سولا, محمدکاظم . (1404). مبانی متافیزیکی یا فیزیکی احکام تجربی درمنطق ارسطویی، هیوم و کانت. کاوشهای فلسفه و دین, 4(2), 199-216. doi: 10.22080/jepr.2026.29180.1279
MLA
محمدکاظم علمی سولا. "مبانی متافیزیکی یا فیزیکی احکام تجربی درمنطق ارسطویی، هیوم و کانت", کاوشهای فلسفه و دین, 4, 2, 1404, 199-216. doi: 10.22080/jepr.2026.29180.1279
HARVARD
علمی سولا, محمدکاظم. (1404). 'مبانی متافیزیکی یا فیزیکی احکام تجربی درمنطق ارسطویی، هیوم و کانت', کاوشهای فلسفه و دین, 4(2), pp. 199-216. doi: 10.22080/jepr.2026.29180.1279
CHICAGO
محمدکاظم علمی سولا, "مبانی متافیزیکی یا فیزیکی احکام تجربی درمنطق ارسطویی، هیوم و کانت," کاوشهای فلسفه و دین, 4 2 (1404): 199-216, doi: 10.22080/jepr.2026.29180.1279
VANCOUVER
علمی سولا, محمدکاظم. مبانی متافیزیکی یا فیزیکی احکام تجربی درمنطق ارسطویی، هیوم و کانت. کاوشهای فلسفه و دین, 1404; 4(2): 199-216. doi: 10.22080/jepr.2026.29180.1279