گریزِ پدیدارشناختی از نقد راسل در «چرا من مسیحی نیستم؟» پیرامون تعصب اصحاب دین

نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل (Original Article)

نویسندگان

1 مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی و ناشر کتابهای علوم انسانی

2 Faculty member in the Department of Philosophy and Islamic Word, University of Mazandaran

10.22080/jepr.2026.29315.1282

چکیده

در قرن حاضر، فیلسوفی بزرگ هم‌چون برتراند راسل، دنیای مؤمنانه و عرصه الاهیات را با چالش‌هایی بنیادین مواجه نموده که چکیده آن‌را می‌توان در مفهوم «تعصب اصحاب دین» جست‌وجو کرد. به عقیده او در کتاب «چرا من مسیحی نیستم؟»، دین، منجر به تعصب شده و تعصب دین‌ورزان، نتیجه‌ای جز تحجر و جزم‌اندیشی در پی نخواهد داشت که پژوهش حاضر، از آن به «کبر ورزی» تعبیر کرد. جدای از تلقی وی درباره همه مؤمنان ادیان؛ به‌ویژه مؤمنان مسیحی، به نظر می‌رسد، از حیث پدیدارشناختی، برای آسیب‌شناسی بیان راسل و در نهایت، پاسخ به نقد او، در بادی امر باید به «اصحاب الاهیات آکادمیک»؛ به عنوان سرآمدان و تأثیرگذاران این عرصه توجه نمود. پرسش‌ این است که الاهی‌دانان و الاهی‌خوانان مسلمان؛ به عنوان کسانی که در عرصه الاهیات آکادمیک، تنفس نموده و حیات دارند، چگونه می‌توانند با مبانی راهبردی-استدلالی، از کبر ورزی در عرصه‌های نظری و عملی، فاصله گرفته و از نقد راسلی بگریزند؟ نوشتار پیش ‌رو کوشیده تا با روش پدیدارشناختیِ مبتنی بر نمودهای عینی-کاربردی و گونه توصیفی- تحلیلی؛ به جهت بدیع بودن موضوع و فقدان منابع تخصصی لازم، با اتکا به دیدگاه‌های استدلال‌گرایانه و بر مبنای پویش نظریِ خودساخته و تجربه‌محور، ضمن ارائه تصویری روشن از الاهیات آکادمیک، به نسبت آن با مسئله کبر ورزی در این حوزه پرداخته و در نتیجه راه‌کارهایی را برای برون‌رفت از این معضل ناگوار فکری و رفتاری ارائه دهد. نتیجه آن‌که، مبانی راهبردی استدلال‌گرایانه، به اصل تحقیق و پژوهش توصیه نموده که عمل روشمند به آن‌ها، تعصب اصحاب دین و کبر ورزیِ نتیجه‌شده در اندیشه و عمل استادان و شاگردان عرصه الاهیات آکادمیک را کاهش داده و به‌تبع، از نقد راسلی می‌رهاند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات