تحلیل اضطراب و ندای وجدان در رمان مرگ ایوان ایلیچ بر اساس دیدگاه هایدگر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل (Original Article)

نویسندگان

1 گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد

2 گروه فلسفه و حکمت اسلامی دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی مشهد ایران

10.22080/jepr.2026.30635.1310

چکیده

رمان «مرگ ایوان ایلیچ» اثر لئو تولستوی از مهم‌ترین روایت‌های ادبی درباره مواجهه انسان با مرگ و بحران معنای زندگی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی انکشاف اضطراب وجودی و ندای وجدان در سیر آگاهی ایوان ایلیچ و نسبت آن با مفاهیم بنیادین اندیشه مارتین هایدگر است. پژوهش با روش تحلیل مفهومی و تفسیر پدیدارشناختی، تجربه زیسته شخصیت اصلی در مواجهه با بیماری، مرگ و فروپاشی بداهت زندگی روزمره را در پرتو مفاهیمی چون بودن سوی مرگ، اضطراب و ندای وجدان در کتاب «هستی و زمان» بازخوانی می کند. نتایج نشان می‌دهد اضطراب ایوان ایلیچ با اضطراب اگزیستانسیال در اندیشه هایدگر هم‌افق است؛ اضطرابی که انسان را با فناپذیری خویش روبه‌رو می‌سازد، و امکان گشودگی وجودی نسبت به زندگی اصیل را پدید می‌آورد. در این چارچوب، ندای وجدان کارکردی بیدارگر دارد و انسان را به بازپس‌گیری خویشتن از شیوه‌های غیر‌اصیل زیستن فرا می‌خواند. همچنین پژوهش نشان می‌دهد محدودیت علم تجربی در پاسخ‌گویی به پرسش معنای هستی، نتیجه درهم‌تنیدگی ساختاری اضطراب و ندای وجدان است؛ زیرا اضطراب نقطه گسست از اتکای قطعی به فهم علمی و آغاز رجوع به ساحت وجدان وجودی را رقم می‌زند. با این حال، تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد میان افق فکری تولستوی و هایدگر تفاوتی بنیادین وجود دارد؛ زیرا در روایت تولستوی، ندای وجدان به افقی ایمانی و الهی گشوده می‌شود، در حالی که در پدیدارشناسی هایدگر این ندا از خود دازاین برمی‌خیزد. از این منظر، جمله پایانی رمان «دیگر از مرگ اثری نبود و به جای آن روشنایی بود » را نمی‌توان به‌طور کامل در چارچوب تحلیل هایدگری تبیین کرد و این امر نشانگر فاصله میان نگرش الاهیاتی تولستوی و تحلیل اگزیستانسیال هایدگر است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


احمدی، یابک (1395) هایدگر و پرسش بنیادین، چاپ ششم، تهران، نشر مرکز.
اینوود، مایکل، (1395) روزنه‌ای به اندیشه مارتین هایدگر، ترجمه احمدعلی حیدری، تهران، نشر علمی.
جمادی، سیاوش، (1400) زمینه و زمانه پدیدارشناسی،،چاپ هفتم،تهران، نشر ققنوس.
مک کواری، جان، (1376) هایدگر، ترجمه محمد سعید حنایی کاشانی، تهران، نشر گروس
هایدگر، مارتین، (1395) هستی و زمان، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، چاپ ششم،تهران، نشر نی.
-------------(1402) نامه ای در باب انسان گرایی،ترجمه ابراهیم علی پور،تهران، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
تولستوی، لئوی، (1399) مرگ ایوان ایلیچ، ترجمه سروش حبیبی، چاپ پانزدهم،تهران، نشرخا چشمه.
یانگ، جولیان، (1397) فلسفه قاره‌ای و معنای زندگی، ترجمه بهنام خدا پناه، چاپ دوم، تهران، نشر حکمت
گری، آر. جان، (1394) تولستوی و موهبت مرگ: تفسیر مرگ در اندیشه تولستوی، ترجمه ایرج قانونی،تهران، نشر دف.
کربن، هانری (1383)، از هایدگر تا سهروردی، ترجمه حامد فولادوند،تهران، نشر اشراق حکمت
قسامی، حسین، (1396) «نگاه هایدگری به رمان مرگ ایوان ایلیچ»، ادبیات معاصر و شعر شیراز، شماره اول صص50-75.
سارتر،ژان پل (1354) اگزیستانسیالیسم و اصالت بشر، ترجمه مصطفی رحیمی.نشر مروارید
گادامر،هانس گئورگ (1384) آموزه قرن، ترجمه محمود عبادیان، تهران: نشر اختران.
Nelson, Eric Sean, (2008) Heidegger and the Questionability of the Ethical, STUDIA Phenomenologica VIIIUniversity of Massachusetts Lowell, pp411-435.
Pattison, George, (2013) Heidegger on Death A Critical Theological Essay, University of Oxford, UK.
Adkins Brent. (2007) Death, Incorporated in Death and Desire in Hegel, Heidegger and Deleuzh. Edinburgh university press.pp 54-71.
Kaufmann, Walter. (1961). Existentialism: From Dostoevsky to Sartre. New York, NY: Meridian Books.
Lavrin, Janko. (1962). Tolstoy: An approach. London: Bowes & Bowes.
Steiner, George. (1988). Tolstoy or Dostoevsky: An essay in the old criticism. New Haven, CT: Yale University Press.
Heidegger, Martin. (1929). What Is Metaphysics? In Pathmarks (Ed. William McNeill; Trans. David Farrell Krell). Cambridge: Cambridge University Press.
Heidegger, Martin. (1959). Discourse on Thinking. Translated by John M. Anderson and E. Hans Freund. New York: Harper & Row.