از قانونمندی طبیعت تا تشخص‌زدایی؛ سنجش مبانی کلامی نظریه فراستخواه در خصوص اسماء و افعال الهی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی اصیل (Original Article)

نویسندگان

گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.

10.22080/jepr.2026.31085.1321

چکیده

چگونگی جمع میان فاعلیت متشخص الهی و نظام قانونمند طبیعت، از چالش‌های بنیادین کلامی در جهان معاصر است. در ‏پاسخ به این چالش، مقصود فراستخواه با انگیزه‌ای جامعه‌شناختی، نظریه بازتفسیر‏ اسماء و افعال الهی، به قانون‌مندی طبیعت را مطرح کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و نقد مبانی و پیامدهای این نظریه، به روش توصیفی- ‏تحلیلی و با تکیه بر مبانی کلامی و فلسفی اسلامی به ارزیابی آن می‌پردازد. یافته‌ها نشان می‌دهد که نظریه مذکور، ‏اگرچه با دغدغه کارآمدسازی دین و مقابله با تلقی‌های عامیانه شکل گرفته، اما با فروکاستن مفاهیمی چون رزق، شفا و ‏هدایت به برآیند عملکرد نظام طبیعت، به نتایج چالش‌برانگیزی منجر می‌شود. مهم‌ترین این پیامدها، تشخص‌زدایی از ‏خداوند و تبدیل او به یک نظام غیرمتشخص، تهی‌سازی مفاهیمی چون دعا و توکل از محتوای ارتباطی و در نتیجه، انکار ‏امکان وقوع معجزه و استجابت دعاست که با تصویر قرآنی خداوند در تعارض است. در مقابل، این مقاله نشان می‌دهد که ‏الگوی «سلسله مراتب طولی علل» در حکمت متعالیه، راهکاری کارآمد برای حل مسئله، ارائه می‌دهد. این الگو با تبیین ‏رابطه طولی میان فاعلیت الهی و اسباب طبیعی، هم قانونمندی جهان را حفظ می‌کند و هم جایگاه خداوند به عنوان فاعل ‏حیّ و قیّوم و همچنین امکان ارتباط دوسویه با او را تثبیت می‌نماید.‏

کلیدواژه‌ها

موضوعات