مسئله نسبت عقل و ایمان و نقش آن در امکان گفتوگوی بینالادیانی، از مهمترین مباحث فلسفه دین معاصر است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عقلانیت دینی در اندیشه ابنسینا و پل تیلیش بر چه مبانی معرفتشناختی و وجودشناختی استوار است و این مبانی چه تأثیری بر تبیین امکان گفتوگوی میان ادیان دارند. پژوهش حاضر با روش توصیفی ـ تحلیلی و رویکرد تطبیقی، مؤلفههای اصلی عقلانیت دینی را در آثار این دو متفکر بررسی و مقایسه کرده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که ابنسینا عقلانیت دینی را بر هماهنگی عقل و وحی، حجیت برهان و قابلیت عقل در کشف حقایق کلی مبتنی میسازد و از این رهگذر، امکان گفتوگوی دینی را بر پایه اشتراکات عقلی و مبانی مشترک هستیشناختی تبیین میکند. در مقابل، تیلیش با تأکید بر تجربه وجودی ایمان، زبان نمادین دین و مفهوم «نگرانی نهایی»، عقلانیت دینی را در چارچوب فهم تفسیری و معنابخش از تجربه دینی صورتبندی میکند و زمینه گفتوگو را در افق تجربههای مشترک انسانی و ساختارهای نمادین معنا جستوجو مینماید. نتیجه پژوهش نشان میدهد که اختلاف این دو دیدگاه نه در اصل عقلانیبودن دین، بلکه در مبنای عقلانیت دینی است؛ بهگونهای که ابنسینا از الگوی عقلانیت برهانی ـ معرفتی و تیلیش از الگوی عقلانیت وجودی ـ تفسیری دفاع میکند. بر این اساس، امکان گفتوگوی بینالادیانی را میتوان در تلفیق دو سطح «فهم عقلانی حقیقت» و «فهم وجودی معنا» تبیین کرد؛ تلفیقی که ضمن حفظ هویتهای دینی، مبنایی نظری برای فهم متقابل و ارتباط میان سنتهای دینی مختلف فراهم میآورد.