1
گروه فلسفه اخلاق، دانشکده الهیات و معارف اسلامی . ایران، قم، دانشگاه قم
2
دانش آموخته دکترای فلسفه اخلاق دانشگاه قم
10.22080/jepr.2026.31668.1334
چکیده
مسئله منشأ الزام اخلاقی و چالش معمای اثیفرون، از دیرباز مهمترین مانع در پذیرش نظریه فرمان الهی بوده است. مقاله حاضر با کاربست روش تحلیلی-مفهومی و ترکیب نظریه افعال گفتاری جان سرل با نظریه فرمان الهی فیلیپ کوئین، تبیینی از ماهیت اوامر الهی ارائه میدهد. بر اساس صورتبندی پایه نظریه فرمان الهی فیلیپ کوئین، یک عمل اخلاقاً الزامی است اگر و تنها اگر خدا به آن فرمان داده باشد.پژوهش حاضر پیشنهاد میکند که با تحلیل فرمان الهی به مثابه افعال گفتاری در قالب «راهنماییها» و «اعلانیها»، میتوان اخلاق را به عنوان یک واقعیت نهادی برساخته از قصدیت الهی در نظر گرفت. در این الگو، جهت تطابق «از جهان به کلمات» است؛ بدین معنا که کلام الهی، خود زمینهساز خلق واقعیت هنجاری میشود. بر اساس این رویکرد میتوان استدلال کرد که فرامین الهی لزوماً نه صرفاً گزارشگر حقایق اخلاقی مستقل و پیشینیاند و نه فرامینی دلبخواهی و فاقد شرایط توفیق. به نظر میرسد پیوند میان فلسفه زبان و الهیات در این پژوهش، بتواند ضمن ارائه پاسخی به معمای اثیفرون، درکی سازگارتر از حاکمیت مطلق خداوند و اعتبار هنجاری اخلاق فراهم آورد.